نآمرئی

غار

دوشنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۲۶ ق.ظ

خیلیامون آدمای تک بعدی رو دیدم و در مواردی هم میتونن آزار دهنده ترین موجودات روی زمین باشند.

خیلیامون توی محیطی بزرگ شدیم شاید شرایط باعث تک بعدی شدنمون شده

به خاطر حجم بالای درسا ،رقابتای سنگین و بی رحم 

اونم وقتی که سنامون خیلی کم بوده

اصولا تفکرات امثال من اینه زندگی تو سی سالگی باید به حجم بالای پیشرفت خودش رسیده باشه که بتونیم تلافی این همه فشار رو دربیاریم

و شاید خنده دار باشه که تا 80 سالگی در حال تحقیق و درس باشیم 

و خنده دارتر اینکه81 سالگی نوبل! بگیریم

حتی اگه بهمون وعده راست این رو هم بدن نمیتونین قبول کنیم


جالبه خودم دارم خودم وعقایدم رو مسخره میکنم

مثلا من وقتی که روزای آخر هفده سالگیم و اون همه تنش و هیجان وجذابیتای دوره نوجونی میگذروندم تصویر از آینده برا خودم با اطمینان اینکه بعد از رفتن به ....دانشگاه زندگی تمومه،  شکل گرفت

ولی خب این خبر نبود

و همین باعث شد با تمام وجودم از اون هیژده سالگی درخشان! متنفر باشم و روزاش با اون حجم سنگینی و آلودگی ش رو وارد ریه هام کنم.

برا من وقتی درخشش خورشید جذابیت نداشته باشه ینی بالطبع خیلی چیزای دیگه بی ارزش شدن 

وقتی که تنها فایده خورشید برام این بود که در گرم ترین ساعت روز در گرم ترین نقطه ممکن بشینم تا گرم بشم تا شاید اون خون یخ زده آب بشه و دوباره قلبم با اون صدای دوقسمتی کلفت دوست داشتنی اش برای من زندگی را صدا کند.

اون موقع باور کردنش سخت بود که زندگی هنوز ادامه داره 

اون حجم هیاهو و رفت وامد ثانیه به ثانیه باعث بهت گرفتگی بیشتر من میشد


زمان جدیدی گرفته بود مثه جهشی به بیرون از عصر یخبندان 

درک مکان جدیدتر

زمان جدیدتر

موقعیت جدیدتر

افکار جدیدتر

همه چیز جدید تر بود

به جز جسمم


خب اینطوری برنامه ریزی شدیم تا از شرایط به نحو بهتری برای خودمون بهره ببریم (البته گروهی هم وجود دارن که در استفادات خودشون استفادات بقیه رو تحت الشعاع قرار نمیدن)

شرایط ایجاب کرد برای درک شرایط به هزار و چند بعدی تبدیل بشیم

بعضا تجربه بی نظیری هم بود 







الان باید برگردم به سمت یک بعدی شایدم نیم بعدی 

برای آدمایی مثل من که ترک دیوار هم میتونن سوژه بشن ،با اینکه تمرکز خوبی هم داریم شرایط خاص نیاز داریم


خلاصه غارمو* دارن تعمیر میکنن خیلی هم بروز رسانی شده(این واژه ها تعاریف دیگه ای غیر از تعریفات معمول دارد)

تو این سالا یاد گرفتم شرایط غیر قابل پیش بینیه

پس باید ببینیم چی میشه

برایم دعا کنین سریع بتونم این دوره انتقال به تک بعدیت رو انجام برسونم 

ولی چاره ی دیگه ای هم نیست:|

 











پ.ن :غار فالحال همون کتابخونس:) 

پ.ن:نتیجه گرفتم رو اسمم تعصب نداشته باشم 


۹۵/۱۱/۰۴
نآمرئی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی