نآمرئی

دوشب پیش مهمون اومد و نتونستم تستای گ_ز فصل 1 رو حل کنم 

آخرشبش هم رفتیم ی دور تو خیابونای بارونی زدیم خیلی عجیب بود که خیابونا از هر شب شلوغ تر بودن! 

قبل ساعت 12 خونه بودم و ی کم خندوانه دیدم و خابیدم 

صبش خیلی دییر بیدار شدم تمام عضلاتم اونقد درد میکرد که انگار نه انگار دیشب خابیده بودم و این روزا هواهم خیلی تاریکه تمام روز خیلی کسل کننده شده ....

امروز میشه روز دوم که تصمیم به ترک دائمم رو عملی میکنم (البته خیلی بیشتراز ایناس این شامل حتی امید نداشتن به ادامه دادنش هم میشه)

توی این سال ها شاید خیلی نمودار نباشه ولی خیلی دور شدم از اصل خودم و اکثر اون چیزایی ک براش ارزش قائل بودم و تقریبا دارم به جواب این سوالم که"ی آدم چجوری میتونه اینقد بد بشه "میرسم 

برا من که حداقلش روراست نبودن با خودمم و کمبود وقت و قاطی شدن تموم کارا باهم و اطلاعات کمم باعث شدن

مثلا هدف من تو پیش دانشگاهی  از علم و یادگیری به سمت تراز کانون رفت خب اکثریت باعث این ماجرا شدن که این حداقلش برا من اشتباه بزرگی بود

تنها چیزی که مطمئنم من با تصمیمای اشتباهم هم به خودم هم به خانواده م و هم به بقیه! آسیب رسوندم و حداقل با معذرت خواهی هم چیزی حل نمیشه شاید شرایط هم بدتر بشه

اون قد وضعیت داغونه ک تو این مدت هر سری کتاب گرفتم ک بخونم هی فرصت نشد و الان من موندم کلی کتاب نخونده

بازم شرایط خیلی بد نیست مثلا تقریبا از ظاهر قضیه آدم موفقی هستم ولی الان گافای بزرگی پیدا کردم که قبلا نمیدیدم یا برام مهم نبودن و باید ی راهی براشون پیداکنم (تنهایی چون هیچ مورد مفیدی برا کمک کردن پیدا نکردم)



و درآخر میدونم دنیا کوتاه تر از اونیه که فکر میکنیم ولی همیشه معتقد بودم باید حتی برا ی درجه بهتر شدن شرایط تلاش کرد!



همین کافیه که دیگه نظریه نسبیت رو نمیخونم ددلاین ندارم 

ولی نمیدونم درسته یا نه ولی برا دکتری اون رشته میشه بدون مدرک ارشد وکارشناسی ش شرکت کرد (مطمئن نیستم باید تحقیق کنم)

و باید ی کم تو نت تو زیر شاخه های این رشته و رشته مد نظرم ی کم بسرچم (تصویرسازی واضح تر)

۰ نظر ۰۹ دی ۹۵ ، ۰۹:۵۵
نآمرئی

شاید چند سال پیش از این مدل زندگی کردن میترسیدم ویا شاید حتی دنبالش بودم که به اینجا رسیدم
خب چون وضعیت ثابت نیست و معیارای ثابتی هم برا مقایسه نداریم نمیتونم بگم توچ وضعی هستم خوب یا بد!
هر چی هم که میرم جلوتر تصویر ذهنیم ازخودم در گذشته کمرنگ تر و نایاب تر میشه
خب این همه به هم ریختگی دلیل هم داره غیبت طولانی خودم!


غلط بود اون چ که میپنداشتم (مطلق اشتباه نبودولی با گذشت زمان اشتباه شد)بر خلاف میل درونیم از ادامه دادن اون اشتباه ......! پس تمومش کردم
ی سال و خورده ای بعد پیگیرش شدم.....همون بهتر که رهاش کردم
کمتر ی سال بعد از ی اشتباه دیگه انصراف دادم 
خیلی هم راحت نبوده ونیست 
اینکه بخای ی لایف استایل80درصد مریضو درستش کنی (و خیلی چیزای اشتباه ،اشتباه ب نظر نمیان)




ولی خب دنیاست و ماجراهاش دیگه کاریشم نمیشه کرد !





جمع میکنم مجازیات رو دیگه حتی ادامه دادن و امید داشتن هم نداره
واقعا فک نمیکردم ناامید بشم

۰ نظر ۰۷ دی ۹۵ ، ۰۹:۴۴
نآمرئی
+آزمون جامعا خیلی مهمترن و مقایسه ای تو جامعه آماریش میکندت میتونه واقعی تر باشه 
+روزی که میری آزمون بدی خیلی مهمه چون نتیجه دو هفته تلاشتو به صورت ی سری رقم میگیری که براساس این ارقام میتونی برا جلوتر ی دید بازتری داشته باشی=>پس سعی کن آززمونت رو دروضعیت خوبی بدی
(کانون ی بدی داره اونم اینه که خیلی جنبه رقابتی و پزی گرفته برا خودش و بچه هایی ک تحت فشارن شرایطو براشون سخت تر میکنه
ولی خب همین آزمون کانون و مدل امتحانا و نتایجش شاید مدلی از تفکراتی بوده که تو ذهن خیلیامون بوده
این استرس هم نمیدونم وجود داره یا نه ولی ی چیزی هست که من ازش به عنوان استرس یادمیکنم امیدوارم بتونم بر علیهش مقابله کنم)
×آزمون 24 دی هم برنامه راهبردیش خیلی نامشخصه و کلی برا روشن سازیش برا خودم واین که اونا چی میخان و من چی میخام وقت گذاشتم عاخه طراح برنامه به جا صفحات اسم مبحثارو مینوشتی که اینقد دنبال فلان صفحه تو فلان کتاب نگردیم والاع!
+باید حواسمم باشه که سوالات قبلی کانون و گزینه2 رو دانلود کنم و حل کنم
(ببینیم این زیست کانون چیه ک همه ازش تعریف میکنن)
+سه فصل اخر زیست 4 همش حفظیه و بچه ها عموما بدلیل کمبود وقت ازش میپرن حواست باشه بهشون
+اگه تو سوالات کنکور زیست ضعیف عمل میکنی با چند بار حل کردن مشکل عمومی ت حل میشه
+خودنگاری قبل ازمون هم مهمه و تاثیر گذار اروم میکنه ذهنتو 
×خیلی ضایس ولی بعد حرف زدن تلفنی با سحر احساس خیلی بدی گرفتم نمیدونم چرا یهویی تموم اون تصویری که تو ذهنم از خودم ساخته بودم محو و سیاه شد 
اونم گیر کرده ولی خب گوش نمیده ....هیچکدوممون گوش نمیدیمشاید !
منم شاید همین طورم چاله های جلومو نمیبینم و هرکی هم که تذکر بده باور نمیکنم !!!
مثلا ی معلم زیست میتونه خیلی سرعت زیست منو بالا ببره ولی واقعا حوصله شونو ندارم
از همه همه معلما حالم بهم میخوره از کنکور بیشتر و از این مدل زندگی کردن و محدود شدن به این کتابا بیشترتر!
خب اون چیزی که در مورد این کلمه (کنکور )تو ذهنم داشتم با اون چیز واقعی ش ک الان داره اتفاق میفته و افتاده خیلی متفاوته



۰ نظر ۰۶ دی ۹۵ ، ۱۱:۲۹
نآمرئی

سلام و روزتون بخیر

دیشب یلدا بود و غیر منتظره درگیر کارای مهمونی شدم و از کارای خودم جا موندم:|

چون دارم ی تاپیک جدید میخونم سرعتمم حسابی پایین تراز پیش بینی مه

میخاستم اخر شب درس بخونم که سری جدید خندوانه  نذاشت

در عوض صب خ زودتر بلند شدم برا جبران مافات

بماند وسط روز داشتم چرت میزدم کلاس بعدازظهرم کنسل میکنم که هم کارای دیروز و انجام بدم و هم امروز

ولی از مهمونی دیشب انرژی گرفتم :)



اخر این هفته هم ازمون گزینه دو و کانون داریم 

بعدش ی وقفه چند هفته ای و امتحان 

بعد هم ازمون جامعا

دیگه همینا

۰ نظر ۰۱ دی ۹۵ ، ۱۵:۱۶
نآمرئی
به نام خدا
وضعیتی در حال تغییر
هنوز خیلیا نمیدونن ولی تا  ی ماه آینده میفهمن
اینکه ی درونگرا بودم واضحه ولی درونگراتر شدم
خودمم نمی دونم دارم کجا میرم
ولی کلی اطلاعات مربوط و نامربوط دارم
این وضعیت دائمی نیست 
امید دارم
درحال تلاش م



ولی مغزم خیلی شلوغه ....
برای مرتب کردن داده ها
۰ نظر ۲۵ آذر ۹۵ ، ۱۶:۲۵
نآمرئی