بهمن دودی
نه بهمن تولدش هست بعد از ی ماه حدودا بیخبری شاید براش ی پیام تبریک بفرستم
طبق روال 11 م تا 20 م محل طرحم هستم.
15 م عقد دعوتیم.
دیگه هیچی حس نمیکنم. با اینکه روی هیچ دارویی نیستم اما اصلا ناراحت نیستم.
دلم میخاد میتونستم گریه کنم. چیزای زیادی هست براش گریه کنم
ب خلاصه 404 فک میکنم. برای من در عین نزدیک بودن و رسیدن دل کندن بود خلاصش
دل کندن
واقعا اونقدی ذوقم کور شده و منهدم شدم ک حتی رغبت نمیکردم برم امسال چند دست لباس بخرم، حتی لباس تو خونهای.
با خودم فک میکنم همینا خوبه ،ولش کن لباس میخام چیکار وقتی دلم خوش نیس.
واقعا اینکه تو روند بزرگتر شدن هرسال باید چیزایی ک دوس داری رو بذاری زمین تو ایران تا بتونی زنده بمونی و زندگی ت رو ادامه بدی، تو طولانی مدت باعث میشه دیگه ادمی ک باقی میمونه اصلا شباهتی ب تو نداشته باشه.
این روزا ب رفتن دائمی از تهران و زندگی کردن و کار کردن تو ی شهری ب غیر از تهران فک میکنم ،قبلا فقط رفتن بود الان رفتن و موندن.
واقعا ادم وقتی پیش کسایی هست ک دوسشون داره و دوست دارن فرق نداره کجا زندگی میکنی . از اون سمتم وقتی هیچ کس، هیچ کجا تو رو نمیخواد بازم فرق نداره کجا زندگی کنی.
پذیرش بعضی چیزا خیلی سخته، آدم اولش از پذیرش طفره میره ولی بعدش ک میپذیری با اینکه سخته ولی زندگیست جریان میوفته.
- ۰۴/۱۱/۰۷