نآمرئی

میتونستم کلمات رو با ترتیب و معنای بهتری کنار هم بچینم ک گویا ی بیکاری و حوصله سر رفته م باشه

ولی خب

حتی حوصله مرتب کردن رشته های ذهنم رو هم نداشتم




نیمه شب آذر بیرحم

۰ نظر ۱۱ آذر ۹۶ ، ۰۱:۲۹
نآمرئی
الان واقعا فک می کنم گوشی و نت نعمت بزرگیه 
ی چیز عجیب خوب تو این مدت ک کلی کمکم کرد واقعا دارم فک می کنم اگه نت نبود چجوری باید این همه ادم گریز بودنم رو مخفی می کردم
این دوران خیلی دوران عجیب و سختیه .اینکه غرورم کاملا له شده شاید از همه چیز تو این مدت معلوم تر باشه
چیزهایی رو تجربه کردم ک تا قبل ترش همش در حد نوشته بود برام و تجربیات بقیه ولی انگاری واقعی ن



تو این زمان کم تو این شهر جدید کلی تجربیات عجیب گرفتم
فردا قراره برگردم
۰ نظر ۱۸ مهر ۹۶ ، ۲۳:۱۵
نآمرئی

غم من پایان ندارد

۰ نظر ۲۹ شهریور ۹۶ ، ۰۲:۰۸
نآمرئی
#من_چگونه_نبودنت_را_نفس_میکشم



شاید نفس میکشم ولی زندگی نمیکنم
شانه های من ضعیفن برای تحملش تو کمکم نمیکنی؟!
۱ نظر ۲۲ مرداد ۹۶ ، ۰۲:۵۷
نآمرئی

من الان ی ناامید لعنتی منفی باف بدبین مزخرفم





خیلی هم همه چیزی بده

۱ نظر ۱۷ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۰۷
نآمرئی