نآمرئی

سکوت مغزها

دوشنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۱۲ ب.ظ

کنار هم گذاشتن کلماتی که در قالب یک جمله در کنار هم

قرار نمی گیرند برای مغزی که مدتها از نوشتن خودشو دور کرده ........

الان ی ربعه دارم به ته جمله بالا فک میکنم ولی نمیتونم تمومش کنم 

شاید ذهنم خیلی آشفته س که نمیتونم تمرکز کنم روی غیر آنچه الان تمرکز کردم ولی هر چی که هست خوب نیست

خوب یادمه برای چی تصمیم گرفتم یک تغییر اساسی کنم چون میخاستم شاد باشم پرانرژی و پر از ایده های خوب

نمیخاستم از اون موقع تا بی نهایت هر روز با جریانای منفی ساخته اطرافم همراه بشم

ولی از اینکه خیلی وقته معلقم و معلق دیده میشم خیلی ناراضیم 

شاید من خیلی زیاد تر از اون چه که فک میکردم با اطراف واطرافیانم فرق دارم و این خیلی خوب نیست

اینکه تنها موندم و اینکه نمیتونم به تصمیماتی ک میگیرم پابند باشم 


شاید خستم ....

من خیلی خسته م 

به اندازه صد سال 

یا هزار سال

چ فرقی داره


اینجا ک من ایستاده ام مغزها در حالت سکوت ن و هیچ کس به نوشتن فک نمیکند ؛چاره ای جز این نیست

نمیدانم شاید به خاطر دکتر عوارضش احساساتی شدنه 

هرچی که هست خیلی بی منطق به نظر میام!

۹۶/۰۲/۱۸
نآمرئی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی